یه دختر چشم زاغ

متن مرتبط با «کوچک بودن بیضه ها» در سایت یه دختر چشم زاغ نوشته شده است

صداهای دوست داشتنی!

  • نیلوبلاگ

    رفتم از نون فاتزی خرید کنم، هدف نون باگت بود ولی داشتم ویترینو نگا میکردم یه چیز هیجان انگیزم بخرم.. یه آقایی ام کنار من داشت کیکارو برانداز میکرد، من فقط متوجه حضورش بودم... که ایشون گفت: خسته نباشی آقا، لطفا دو تا پیراشکی و .... دیگه بقیه حرفشو توجه نکردم! محو صداش شدم!! صداش اونقد نافذ و رسا و البته آشنا بود که بی اختیار نگاش کردم، ینی قشنگ زل زدم بهش! کاری که هیچ وقت نمیکنم خب.. البته همزمان...

    ادامه مطلب
  • چشمهایم!

  • نیلوبلاگ

    رفتم تو مطب؛ پارسال اوایل تابستون 3 - 4 بار رفته بودم پیش همین دکتر، شناخت منو، خیلیم خوب.. _ سلام خانوم، خوبین؟ اوضا احوال خوبه؟ من: مرسی ممنون ، بد نیستم _ لاغر شدین... داداش خوبن؟! دیگه مسئله ای پیش نیومده ؟ و ... واقعاتعجب کردم : دکتر چقد خوب یادتونه :) داداشم خوبه خداروشکر، نهدیگه مشکلی نداره و ... _ آره، چرا یادم نباشه.. اومده بودی دنبال ام اس می گشتی تو خودت :) با همون حال گرفتم خندم گرفت از حرفش: من نمیگشتم که، خوب علائمش بود دیگه، اذیت می کرد مشکل جدیدمو براش توصیح دادم.. چشمامو! بعد از کلی سوال و معاینه یهو برگشت گف: چرا ازدواج نمیکنی؟ دوای درد تو ازدواجه! بازم خندم گرفت؛ از این هوشش خوشم میومد؛ داشت حواسمو پرت میکرد که استرسم کم شه ادامه دادیم! داشت به عناوین مختلف به حرفم میگرفت...

    ادامه مطلب
  • کوچک!

  • نیلوبلاگ

    "اون لبای قلوه ایتو بده مام بخوریم" یه صدای دورگه، از اونا که هنوز مردونه نشده حتا اینو گفت! سرمو بلند کردم؛ یه پسر که نه، پسر بچه 14 - 15 ساله هم تعجب کردم و هم حرصم گرفت - برو اول مشقاتو بنویس بعد که با سواد شدی بزرگتر شدی این حرفارو یاد بگیر، هنوز خیلی جوجویی واس این کارا، اوکی کوچولو؟؟ انتظار نداش جلوشو بگیرم و همچین حرفایی بزنم...واقعااونقد کوچولو بود که با همین چن کلمه من ترسید. اونی که بم متلک پرونده بود ازم حساب برد :))...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    چشمهایم برای تو | چشمهایم را میبندم | چشمهایم را میبندم دنگ شو | کوچک شکم | کوچک زاده | کوچک شدن بیضه | کوچک به انگلیسی | کوچک جنگلی | کوچک کننده بینی | کوچک شدن مغز