
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من رفتم تو آسمونا.... تا کهکشونا :)عجیب ترین، ناب ترین، عمیق ترین حسی ک تو عمرم تجربه کردم...یادم بمونه.. Ðe$igNÊR: M0zHgANاین مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره ... میپردازد.جدیدترین اطلاعات و تغییرا...
ادامه مطلب
سلام که داد از عالم خودم اومدم بیرون! چراغ قرمزعدد 168 رو نشون میداد! جواب سلامشو دادم، قدش یکم بالاتر از پنجره ماشین بود، گفت ازم جوراب میخری؟ گفتم لازم ندارماخه - نوکرتم! یه دونه بخر دیگه... گفتم دیگه این حرفو به هیشکی نگو! شما یه اقای...
ادامه مطلب
سلام که داد از عالم خودم اومدم بیرون! چراغ قرمزعدد 168 رو نشون میداد! جواب سلامشو دادم، قدش یکم بالاتر از پنجره ماشین بود، گفت ازم جوراب میخری؟ گفتم لازم ندارماخه - نوکرتم! یه دونه بخر دیگه... گفتم دیگه این حرفو به هیشکی نگو! شما یه اقایی که دار...
ادامه مطلب
3 ماه فاصله بوده تا به دنیا اومدنِ من ؛ تو یه مهمونی یکی ازخانوما( از فامیلای بسیااار دور) وقتی مامانو با من! می بینهمیاره یه انار بزرگ میده دست مامان، میگه مخصوص توئه! مامانم میگف خوشم اومد از این کارش :) داشته انارو میخورده که چن تا دونش میفته زمین.. همون خانم میاد و اون چن تا دونرو برمیداره و میشوره و دوباره میده به مامان ومیگه نذارحتایه دونه از این انار بیفته زمین که نینی تو راهیت مث دونه انار شه! مامان چن دفه ای این داستانو برام تعریف کرده بود، میگف برام جالب بود و یه جورایی به دل نشسته بود... هم حرفش هم رفتارش.. بعد از سااالها چن روز پیش اون خ...
ادامه مطلب
کتابخونرو ریخته بودم پایین داشتم تمیز میکردم؛عرشیام داشت بازی می کرد.. می دویید، توپ بازی میکرد، وسط دوییدنای بی دقتش به من میخورد که با این ضربه ها! اتومات یه نیم متری جا به جا می شدم و ...سرو صدااام که فراوون...که یهو دیدمبالای قفسه هاس،به عنوان پله استفاده کرده بود و یه سه ردیفی رفته بود بالا! رفتم واستادم پشت سرش و کمک کردم بیاد پایین و گفتم دیگه نرو بالا خطرناکه و کلی توضیح... این صحنه چن باری تکرار شد،تا دفعه آخر که یه لحظه کتابخونه ای که یه دیوارو گرفته یه لحظه از دیوار جدا شد، دیگه دادم درومد: عرشیاااا بیا پایین دیگه ام نرو اون بالا ...با ی...
ادامه مطلب